معنی غرگی
9 بازدید
[ غَ ] (اِخ) دهی است از دهستان ریز بخش خورموج شهرستان بوشهر، که در ۱۰۲هزارگزی جنوب خاوری خورموج و دامنهٔ خاوری کوه بهرامشاه قرار دارد. زمین آن کوهستانی است و هوای آن گرمسیر و مالاریائی می باشد. سکنهٔ آن ۱۲۰ تن است و دارای مذهب تشیع اند و به زبان فارسی سخن می گویند. آب آن از چاه و چشمه تأمین می شود. محصول آنجا غلات، خرما و لبنیات می باشد و شغل اهالی زراعت و گله داری است. و راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۷).[ غَ رْ رَ / رِ ] (حامص) گستاخی و مغروری و خودبینی و تکبر. (ناظم الاطباء). ترکیبی است از غرة و یاء مصدری، و غرة خود مصدر است به معنی گول زدن و حریص کردن کسی به باطل. این ترکیب از نوع افزودن یاء مصدری به مصدر عربی است که در زبان فارسی نظایری هم دارد مانند راحتی و خلاصی.
کلمات همقافیه با «غرگی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گی» برای سرودن شعر