معنی غرچگان
6 بازدید
[ غَ چَ ] (اِخ) ساکن غرچه (غرجستان) است. (فهرست شاهنامهٔ ولف): از ایران به کوه اندرآیم نخست در غرچگان تا در بوم بست.فردوسی. چغانی و ختلی و بلخی ردان بخاری و از غرچگان موبدان برفتند با باژ و بر سم به دست نیایش کنان پیش ایزدپرست.فردوسی. شه غرچگان بود بر سان شیر کجا پشت پیل آوریدی به زیر.فردوسی.
کلمات همقافیه با «غرچگان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر