معنی غروی
6 بازدید
[ غَ رْ وا ] (ع اِ) شگفت، یقال: لا غروی؛ ای لاعجب. غَرْو. رجوع به غَرْو شود. || (اِمص) برانگیختگی و تحریض به دشمنی. اسم است اغراء را. (منتهی الارب) (آنندراج): اَغْراهُ به اغراء؛ ولعه به و حضه علیه، و الاسم الغَرْوی ََ. (قطر المحیط).[ غَ رَ وی ی ] (ص نسبی) منسوب به غرا. رجوع به غرا شود. || منسوب به غری که در کوفه است. (از تاج العروس). و من باب اطلاق جزء به کل به «نجفی» (از مردم نجف. ساکن نجف) اطلاق گردد. رجوع به غری شود.[ غَ رْ ] (ع اِ) بیرونی در الجماهر گوید (ص ۹۰): همان اسپیدچشمه است که به غروی معروف می باشد. رجوع به اسپیدچشمه شود.
کلمات همقافیه با «غروی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر