معنی غرونق
5 بازدید
[ غَ رَ نَ ] (ع ص) جوان سپید خوب صورت. (منتهی الارب). ج، غَرانِق، غَرانیق، غَرانِقَة. (اقرب الموارد). رجوع به غرنوق شود.
کلمات همقافیه با «غرونق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نق» برای سرودن شعر