معنی غرون
7 بازدید
[ غَ رْ رو ] (اِخ) نام مردی. (منتهی الارب). غرون موصلی از ابی یعلی و ابواسحاق ابراهیم بن لاجین الاغری حدیث کند، از ابرقوهی سماع کرد و حافظبن حجر و دیگران از وی سماع کنند، و اسانیدی که از او به ما رسیده عالی است. (از تاج العروس).
کلمات همقافیه با «غرون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر