معنی غروش
7 بازدید
[ غُ ] (اِ) شعوری در لسان العجم به معنی خروش آورده، و شعر مخدوشی نیز به عنوان شاهد ذکر کرده است. ظاهراً مصحف خروش است.[ غُ ] (ع اِ) جِ غِرش. (اقرب الموارد) (دزی). و آن برابر چهل باره است، و قرش نیز گویند و هر دو معربند. (از اقرب الموارد). قروش. پیاستر. رجوع به غرش شود. || به صورت جمع، پول نقره ای است و غروشة را از همین جمع ساخته اند. (دزی ج ۲ ص ۲۰۶). مسکوکی مسینه در مصر و عراق و جز آن.
کلمات همقافیه با «غروش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وش» برای سرودن شعر