معنی غرور دادن

معنی غرور دادن

5 بازدید
[ غُ دَ ] (مص مرکب) فریفتن. گول زدن. اغواء: کار این قوم دیگر است و سلطان را غرور میدهد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۵۴۸). و از دیگر سوی مسیلمه دعوی نبوت می کند و غرور میدهد. (ترجمهٔ تاریخ اعثم کوفی ص ۱۱). تو غرورش دهی او چیره شود ظن برد کو نه رهی ابن عم است.خاقانی. ملک رها کن که غرورت دهد ظلمت این سایه چه نورت دهد!نظامی. داده شه را به نام نیک غرور و او ز تعلیق نیکنامی دور.نظامی.

کلمات هم‌قافیه با «غرور دادن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید