معنی غرور دادن
5 بازدید
[ غُ دَ ] (مص مرکب) فریفتن. گول زدن. اغواء: کار این قوم دیگر است و سلطان را غرور میدهد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۵۴۸). و از دیگر سوی مسیلمه دعوی نبوت می کند و غرور میدهد. (ترجمهٔ تاریخ اعثم کوفی ص ۱۱). تو غرورش دهی او چیره شود ظن برد کو نه رهی ابن عم است.خاقانی. ملک رها کن که غرورت دهد ظلمت این سایه چه نورت دهد!نظامی. داده شه را به نام نیک غرور و او ز تعلیق نیکنامی دور.نظامی.
کلمات همقافیه با «غرور دادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر