معنی غرور برآراستن
6 بازدید
[ غُ بَ تَ ] (مص مرکب) کنایه از خیال فاسد کردن (است). (آنندراج): غروری چه باید برآراستن نه بر جای خویش آرزو خواستن. نظامی (از آنندراج ذیل آرزو خواستن). مغرور شدن. نخوت و تکبر داشتن.
کلمات همقافیه با «غرور برآراستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر