معنی غرود
8 بازدید
[ غَ ] (ص) دختری را گویند که به شرط بکارت به شوهر دهند و دوشیزه نباشد. (برهان قاطع) (آنندراج). زنی را گویند که به شرط دوشیزگی عروس کنند و دوشیزه نباشد. (جهانگیری): نرم نرمک چو عروسی که غرود آمده بود باز آنسوی برندش که از این سو بازآی. ابوالعباس (از جهانگیری) (از فرهنگ رشیدی). غرند. غرید. (حواشی برهان قاطع چ معین). رجوع به غرند شود.
کلمات همقافیه با «غرود»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ود» برای سرودن شعر