معنی واژه غروا
4 بازدید
[ غَ رْ ] (اِ) قلم ناتراشیده. یراعه. (ناظم الاطباء) (فرهنگ شعوری): چنان است آنکه بی تأدیب استاد که باشد در نوشتن کلک غروا. ابوالمعانی (از فرهنگ شعوری). ظاهراً مصحف غرو است. رجوع به غرو شود.