معنی غرند
7 بازدید
[ غَ رَ ] (ص) آن زن بود که به دوشیزه دهند، و دوشیزه برنیاید. (فرهنگ اسدی): نرم نرمک چو عروسی که غرند آمده بود باز آن سوی بریدش که از آن سو بازآ. ابوالعباس (از فرهنگ اسدی). زنی که به نام دوشیزه به شوی دهند و دوشیزه نباشد.
کلمات همقافیه با «غرند»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ند» برای سرودن شعر