معنی غرنبش
6 بازدید
[ غُ رُمْ بِ ] (اِمص، اِ) غرنبیدن. غرنبه. صدای مهیب. (از فرهنگ شعوری). آواز بلند و هولناکی که از انسان و یا حیوان برآید. (ناظم الاطباء): به ویرانی بلخ جنبش کنان ز طوفان کینه غرنبش کنان. مولانا هاتفی (از فرهنگ شعوری). || رعد و تندر. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «غرنبش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بش» برای سرودن شعر