معنی غرن

معنی غرن

7 بازدید
[ غَ رَ ] (اِ) بانگ و دمدمه و نوحه در وقت گریستن. (برهان قاطع) (آنندراج). بانگ نوحه و گریستن. مخفف غرنگ. (فرهنگ رشیدی) (آنندراج). بانگ و دمدمهٔ گریستن بود در گلو. (فرهنگ اسدی) (از جهانگیری) (از اوبهی): دو دستم به سستی چو پوده پیاز دو پایم معطل، دو دیده غرن. بوالعباس عباسی (از فرهنگ اسدی). و معلوم نیست این بیت چگونه شاهد این معنی است و غرن که صفت دو دیده است چگونه معنی بانگ گریستن میدهد. اگر نه تربیت و اصطناع شاه بدی ملوک عصر بدندی همیشه جفت غرن. شمس فخری (از رشیدی) (از آنندراج) (از جهانگیری) (از انجمن آرا). || گریهٔ در گلو پیچیده. (برهان قاطع) (آنندراج).
[ غَ رَ ] (ع اِ) مرغی است، یا عقاب، یا مرغی است شبیه عقاب. ج، اَغران. (منتهی الارب) (آنندراج). عقاب نر، راجز گوید: «قد عجبت من سهوم و غرن». || غراب نر. || مرغ عقعق نر. (اقرب الموارد). || خرچنگ. (منتهی الارب). سرطان. (اقرب الموارد). || (مص) خشک شدن خمیر بر کاسهٔ چوبین. (از اقرب الموارد).
[ غَ رِ ] (ع ص) سست. (منتهی الارب) (آنندراج). ضعیف. (اقرب الموارد).

کلمات هم‌قافیه با «غرن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «رن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید