معنی غرمچ
7 بازدید
[ غَ مِ ] (اِ) سیاه دانه، و آن را سنیز خوانند. شاعر گفته : جوی ز خرمن تو به ز کشت خرمن عمر گدای دانهٔ خال توام نه از غرمچ. ؟ (جهانگیری). شونیز (سیاه دانه). (فرهنگ نظام). غرمج. رجوع به غرمج شود. || گندم شکافته شده که ریخته شود و از پوست خود جدا گردد. (از فرهنگ شعوری).
کلمات همقافیه با «غرمچ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مچ» برای سرودن شعر