معنی غرقهگشته
8 بازدید
[ غَ قَ / قِ گَ تَ / تِ ] (ن مف مرکب) آنکه غرق شود. غرق شده. غرق گشته. رجوع به غرق شود: مرد غرقه گشته جانی می کند دست را در هر گیاهی میزند.مولوی.
کلمات همقافیه با «غرقهگشته»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ته» برای سرودن شعر