معنی غرقهشده
11 بازدید
[ غَ قَ / قِ شُ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) غریق. در آب فرورفته. در آب مرده. در آب خفه شده. غارق. مغروق. غَرِق : ای غرقه شده به آب طوفان بنگر که به پیش تست زورق. ناصرخسرو.
کلمات همقافیه با «غرقهشده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر