معنی غرغن
7 بازدید
[ غَ غَ ] (اِ) پوستی باشد غیر کیمخت و ساغری، و از آن هم کفش دوزند، به کسر ثالث هم آمده است. و با زای نقطه دار هم گفته اند. (برهان قاطع) (آنندراج). غرغند. غزغن. غزغند. (برهان قاطع).[ غَ غَ ] (اِخ) دهی است از دهستان ورزق بخش داران شهرستان فریدون، که در ۸هزارگزی جنوب داران و ۶هزارگزی جنوب راه داران به آخوره قرار دارد. محل آن دامنهٔ کوه و هوای آن سردسیر است و سکنهٔ آن ۱۳۴۸ تن است که مسیحی ارمنی هستند. آب آن از رودخانهٔ محلی و قنات تأمین می شود و محصول آنجا غلات، حبوبات، تریاک، سیب زمینی و شغل اهالی زراعت و صنایع دستی قالی، گلیم و جاجیم بافی است. راه ماشین رو و دبستان دارد. و دارای معادن زغال سنگ و پنبهٔ نسوز است که بطور غیر مکانیزه استخراج می شود و معدن آهن نیز دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱۰).
کلمات همقافیه با «غرغن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غن» برای سرودن شعر