معنی غرغاب
6 بازدید
[ غَ ] (اِ) گرداب. (آنندراج). غرقاب. رجوع به غرقاب شود. || شور و غوغا و آواز. (آنندراج). نعره و های و هوی و آوازهٔ بلند و مهیب. (فرهنگ شعوری): غرغاب افتد در جهان از حسن عالمگیر تو باید حذر از غمزهٔ خونخوار و چشم پرفتن. ابوالمعانی (از فرهنگ شعوری).
کلمات همقافیه با «غرغاب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر