معنی غرشیده
8 بازدید
[ غَ دَ / دِ ] (ن مف) غضبناک و خشمگین و قهرآلود گردیده. (برهان قاطع). غراشیده. خشم آلود و تند. (فرهنگ رشیدی) (فرهنگ نظام): چو غرشیده گشتی ز کین و ستیز گرفتی ازو دیو راه گریز. لبیبی (از فرهنگ رشیدی) (از فرهنگ نظام). در آنندراج و انجمن آرا غرشنده آمده و شعر مذکور نیز به نون نقل گردیده است ولی ظاهراً غرشیده صحیح است که نعت مفعولی از مصدر غرشیدن مخفف غراشیدن است. رجوع به غرشیدن و غراشیدن شود.
کلمات همقافیه با «غرشیده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر