معنی غرث
5 بازدید
[ غَ رَ ] (ع مص) گرسنه گردیدن. (منتهی الارب) (آنندراج). گرسنه شدن. (تاج المصادر بیهقی) (مصادر زوزنی). گرسنگی. (غیاث اللغات) (دهار). جوع.[ غَ رِ ] (ع ص) گرسنه. جائع. (اللسان از ذیل اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «غرث»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رث» برای سرودن شعر