معنی غرام
6 بازدید
[ غَ ] (ع اِمص) شیفتگی. (منتهی الارب) (آنندراج). عشق و شیفتگی. (غیاث اللغات). عشق. (دهار). عشق دلسوز. الحب المعذب للقلب. (اقرب الموارد). || آزمندی. (منتهی الارب) (آنندراج). حرص. (غیاث اللغات). ولوع. (اقرب الموارد). || هلاک. (منتهی الارب) (غیاث اللغات) (آنندراج). منه قوله تعالی : {/Bإِنَّ عَذََابَهََا کََانَ غَرََاماً. ۹-۱۲۲۵:۶۵/}(قرآن ۲۵/۶۵)؛ ای هلاکاً و لزاماً لهم. (منتهی الارب). الهلاک و العذاب. (نشوء اللغة العربیة ص ۴). || (اِ) عذاب. (منتهی الارب) (غیاث اللغات) (اقرب الموارد). || بدی پیوسته. (منتهی الارب) (آنندراج). شر دائم. (اقرب الموارد). || لازم . (ترجمان علامهٔ جرجانی تهذیب عادل ص ۷۳). آنچه رهائی از آن ممکن نیست. ما لایستطاع ان یتقضی منه. (لسان العرب به نقل ذیل اقرب الموارد).[ غِ ] (معرب، اِ) گرام. رجوع به گرام و رجوع به کتاب النقود العربیة ص ۲۶ و ۳۸ شود.[ غْرا / غِ ] (اِخ) معرب گرام. رجوع به گرام شود.[ غُ ر را ] (ع ص، اِ) جِ غریم، مثل غرماء، و این نادر است زیرا فعیل بر وزن فُعّال جمع بسته نمی شود. (از ذیل اقرب الموارد). || صاحب اقرب الموارد گوید: رواست که غارم معنی نسبت را برساند و به معنی ذواغرام یا تغریم باشد و غرام جمع آن محسوب شود. ثعلب در خبری حکایت کند که: «انه لما قعد بعض قریش لقضاء دینه اتاه الغرام فقضاهم دینه». و در حدیث جابر آمده: «فاشتد علیه بعض غرامه فی التقاضی». (لسان العرب از ذیل اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «غرام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر