معنی غرابة
5 بازدید
[ غَ بَ ] (ع مص) غرابت. رجوع به غرابت شود.[ غَ بَ ] (اِخ) جائی است، تذکرت میتاً بالغرابة ثاویاً. (از معجم البلدان).[ غُ بَ ] (ع اِ) اول هر چیزی و تیزی آن. (منتهی الارب) (آنندراج).[ غُ بَ ] (اِخ) به یمامه است. حفصی گوید آن کوههائی سیاه رنگ است و به علت سیاه بودن به همین نام خوانده شده است یکی از بنی عقیل گوید: یا عامربن عقیل کیف یکفرکم کعب و منها الیکم ینتهی الشرف افنیتم الحر من سعد ببارقة یوم الغرابة ما فی برقها خلف. و غرابة از اقطاعاتی است که پیغمبر اسلام به مجاعةبن مرارة واگذار کرد و آنها عبارت بودند از: الغورة و غرابة و الحبل. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «غرابة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بة» برای سرودن شعر