معنی غرابات
6 بازدید
[ غُ ] (اِخ) نام جائی است، و در شعر لبید آمده است، و آبهائی متعلق به خزاعة پائین تر از کُلَیَّة است. کثیر گوید: اقیدی دماً یا ام عمرو هرقته فیکفیک فعل القاتل المتعمد و لن یتعدی ما بلغتم براکب زورة اسفار تروح و تغندی فظلت باکناف الغرابات تبتغی مظنتها و استبرأت کل مرتدی. حفصی گوید: غرابات نزدیک العرمة در زمین یمامه است. اصمعی راست : لمن الدارُ تعفی رسمها بالغرابات فَأَعلی العرمه.(از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «غرابات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر