معنی غذمرة

معنی غذمرة

7 بازدید
[ غَ مَ رَ ] (ع اِ) خشم و فریاد و اضطراب آواز، وقت خصومت، یقال: سمعت لفلانٍ غذمرة؛ ای صخباً. (منتهی الارب) (آنندراج). ج، غذامیر. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). با خود دندیدن. || آمیزش سخن و بانگ. (منتهی الارب) (آنندراج). اختلاط الکلام و الصیاح. ج، غذامیر. داد و فریاد. زَجَر. || (مص) خشم گرفتن. خشمناک شدن. (اقرب الموارد). || نهان داشتن سخن را از فخر یا از تهدید و غضب و پی در پی آوردن آن را. || جدا کردن چیزی را. (منتهی الارب) (آنندراج). غذمر الشی ءَ؛ فَرَّقَه. (اقرب الموارد). || آمیختن بعض چیزی به بعض. (منتهی الارب) (آنندراج). غذمر الشی ء؛ خلط بعضه ببعض. (اقرب الموارد). || بانگ کردن. (منتهی الارب) (آنندراج). || به گزاف کار کردن. (منتهی الارب). || به گزاف فروختن چیزی را. (منتهی الارب) (آنندراج). غذمر الشی ء؛ باعه جزافاً کغذرمه. (اقرب الموارد).
[ غُ ذَ مِ رَ ] (ع ص) گیاه آمیخته. (منتهی الارب). المختلطة من النبت. (اقرب الموارد).

کلمات هم‌قافیه با «غذمرة»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «رة» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید