معنی غذامة
5 بازدید
[ غُ مَ ] (ع اِ) مقداری از شیر. شی ء من اللبن. (اقرب الموارد).[ غُ ذْ ذا مَ ] (ع اِ) نوعی از شوره گیاه. (منتهی الارب) (آنندراج). نبات من الحمض. (اقرب الموارد). ج، غُذّام. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «غذامة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مة» برای سرودن شعر