معنی غدهٔ وزی

معنی غدهٔ وزی

6 بازدید
[ غُ دْ دَ / دِ یِ وَ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) به شکل و درشتی یک بلوط است و در حالی که میانی و قرینه دار است در ناحیهٔ بالائی دبر قرار دارد و قسمت اولیهٔ حالب (مجرای کلیه) و مجاری دفع کننده را که از هر طرف با جهش به حالب باز میشوند احاطه می کند و حفره ای مخصوص ایجاد می کند که آن را اوتریکول پروستاتیک نامند. بافت غده ای دارای قسمتی درونی به نام غده های پروستاتیک است و این قسمت از پودی ضخیم که از بافتهای ملتحمه تشکیل یافته اند و از الیاف عضله ای مثلثی و شیاردار، احاطه شده است، این غده های کوچک به هر طرف ورومونتانوم بازمیشوند و مایع غلیظ سفیدرنگی به نام مایع پروستاتیک در درون آنها قرار دارد. کار عمدهٔ پروستات بزرگ شدن و نمو غده است و در بسیاری از پیران یافت می شود.

کلمات هم‌قافیه با «غدهٔ وزی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «زی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید