معنی غدغن
7 بازدید
[ غَ دَ غَ ] (ترکی، اِ) شتاب و تأکید. (برهان) (آنندراج). دستپاچگی. این کلمه در ترکی جغتائی به صورت قدغن و قدغه است که صورت اخیر در فارسی به کار نمیرود و در ترکی آذری به صورت غدغن و قداغان استعمال می شود و همهٔ اینها به معنی تنبیه و نهی است، و در مغولی نیز آمده. رجوع به سبک شناسی ج ۳ ص ۲۴۴ شود. و در زبان کنونی به معنای تأکید، منع و ممنوع استعمال کنند. (از حاشیهٔ برهان چ معین). غدقن. || اضطراب. (برهان) (آنندراج). - غدغن دولتی؛ ممانعتی که از پیشگاههٔ سلطنتی باشد. (آنندراج از مسافرت شاه ایران).
کلمات همقافیه با «غدغن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غن» برای سرودن شعر