معنی غدر کردن
6 بازدید
[ غَ کَ دَ ] (مص مرکب) بی وفائی کردن. فریب دادن. پیمان شکستن. کید و مکر و حیله کردن. ختر. (ترجمان القرآن ذیل ختر) (تاج المصادر بیهقی). ختور. (تاج المصادر بیهقی): چون غدر کرد حیله نماندم جز آن کزو فریادخواه سوی بنی مصطفی شدم. ناصرخسرو. گه غدر کند با تو و گه مکر فروشد صد لعنت بر ضیعت و بر بازرگانیش. ناصرخسرو. و در آن فور مردم اصطخر دیگرباره سر برآوردند و غدر کردند. (فارسنامهٔ ابن البلخی ص ۱۱۷). این اصطخر به ابتداء اسلام چون بگشادند یک دوبار غدر کردند، و پس قتل عظیم رفت. (فارسنامهٔ ابن البلخی ص ۱۲۷).
کلمات همقافیه با «غدر کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر