معنی غدد چربی

معنی غدد چربی

6 بازدید
[ غُ دَ دِ چَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) غدد چربی که در تمام سطح بدن موجودند بیشتر به داخل غلاف مو بازشده اند و به درستی میتوان آنها را بر بسته ای از مو دانست فقط آن نواحی که فاقد مو هستند غدد چربی ندارند، مانند نوک پستان و کف دست و پا. غدد چربی غدد خوشه ای هستند که سلولهای آنها خاصیت ترشح چربی دارد قطرات چربی ابتدا در سلول تشکیل شده سپس تمام سلول را پر می کند و بالاخره سلول کنده شده با محتویاتش داخل حفرهٔ غده میریزد و جای آن را سلول دیگری میگیرد. مادهٔ مترشحهٔ غده یا سبوم ماده ای است نیم جامد که دو سوم آن آب است و بقیه از مقداری مادهٔ آلبومینوئید شبیه کازئین و مواد چربی (۳۸%) و بعضی املاح تشکیل می گردد. عمل غدهٔ چربی: مادهٔ مترشحهٔ این غده بیشتر برای نرم نگاه داشتن پوست و مو است، کم شدن این ترشح سبب خشکی جلد و برخلاف، زیاد شدن آن، چربی بسیار در روی پوست یا سبوره را تولید می کند. گاهی نیز ممکن است این ماده در داخل غده جمع شده برآمدگیهای کوچکی را روی پوست تولید کند که آنها را کومدون و کیست های چربی مینامند همچنین باید دانست که چربی پوست مانع نفوذ آب به داخل آن می شود. چربی بسیاری که روی سطح خارجی جنین یافت می شود در حقیقت برای محافظت جنین در مقابل مایع آمینوسی است. (فیزیولوژی تألیف کاتوزیان چ دانشگاه ج ۲ ص ۴۱).

کلمات هم‌قافیه با «غدد چربی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «بی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید