معنی غدد بزاقی

معنی غدد بزاقی

8 بازدید
[ غُ دَ دِ بُ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) سه زوج اند که در طرفین فک اسفل قرار گرفته اند و مایع مترشح خود را به وسیلهٔ یک یا چند لوله به دهان میریزند و عبارتند از: ۱- غدد بناگوشی (غدد خلف اذن) که در زیر گوش و عقب شاخهٔ صعودی فک اسفل قرار دارند و مجرای هر غده موسوم به مجرای استنون است که از کنار قدامی غده به روی گونه کشیده می شود و عضلهٔ شیپوری و مخاط گونه را سوراخ می کند و سوراخ آن محاذی دومین دندان آسیای بزرگ فک فوقانی بازمی شود. ترشح غدهٔ بناگوشی مایع صافی است. ۲- غدد تحت فکی که در دو طرف اندکی پائین و عقب تنهٔ فک تحتانی واقع اند مجرای هر غدهٔ زیر فکی مجرای وارتن نامیده می شود این مجرا در زیر زبان بازمی شود و با عصب زبانی تقاطع می کند. ۳- غدد زیر زبانی (غدد تحت لسان) که هر دو در کف دهان یا زیر زبان واقع شده اند و مجاری متعدد این غده به نام ریونیوس در همان محل بازمی گردند. ترشح غدهٔ فکی و زیر زبانی لزج و چسبنده است. (کالبدشناسی دکتر نیک نفس چ دانشگاه ص ۱۳۸).

کلمات هم‌قافیه با «غدد بزاقی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «قی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید