معنی غدائر
8 بازدید
[ غَ ءِ ] (ع اِ) جِ غدیرة. گیسوان بافته. (منتهی الارب) (آنندراج): غدائره مستشزرات الی العلی تضل العقاص فی مثنی و مرسل. (معلقهٔ امرؤالقیس). معنبرذوائب معقدعقائص مسلسل غدائر سجنجل ترائب. (منسوب به امیر معزی یا پدر وی برهانی). دیدها در آن ماتم سرا از شعاع موی و نقض غدائر گیسوی ولدان و جواری مخطوف و مفتور. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۴۵۱).
کلمات همقافیه با «غدائر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئر» برای سرودن شعر