معنی غداء
8 بازدید
[ غَ ] (ع اِ) طعام چاشت، خلاف عشاء. ج، اغدیة: و لاتقل مالی غداء و عشاء فی جواب من قال ادن فتغد لانه طعام بعینه. (منتهی الارب). چاشتی. (ترجمان علامهٔ جرجانی ترتیب عادل بن علی): {/Bفَلَمََّا جََاوَزََا قََالَ لِفَتََاهُ آتِنََا غَدََاءَنََا. ۱-۶۱۸:۶۲/}(قرآن ۱۸/۶۲). چاشت. آش چاشت. طعام بامداد. چاشت خورد. (مقدمةالادب زمخشری). طعام آغاز روز. ناشتائی. صبحانه. رجوع به چاشت شود.[ غَ دْ دا ] (اِخ) ابن کعب بن بهوش بن عامربن غنمةبن ثعلبةبن تیم اللََّه جد عمروبن عروة الشاعر بود. (تاج العروس).
کلمات همقافیه با «غداء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر