معنی غجمه
6 بازدید
[ غُ مَ / مِ ] (اِ) غُژم، در تداول خراسانیان دانه. حب. گلّه. حبه. حبهٔ انگور: انگورها را لفتش مده غجمه مره. یا دستش نزن غجمه مره. (به لهجهٔ خراسانی).
کلمات همقافیه با «غجمه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مه» برای سرودن شعر