معنی غثیثة
7 بازدید
[ غَ ثی ثَ ] (ع اِ) ریم خون و جراحت و گوشت مردهٔ آن. (منتهی الارب) (آنندراج) (اقرب الموارد). یقال: فیه غثیثة؛ ای فساد و مدة. (منتهی الارب). بیله. خیم. (مهذب الاسماء). ریم. قیح. || فساد عقل. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || خرمابن که خرمایش تر و رسیده گردد و شیرین نشود. || (ص) گول و بی خیر. (منتهی الارب) (آنندراج). احمق. (اقرب الموارد). || مؤنث غثیت، به معنی لاغر کم گوشت. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «غثیثة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ثة» برای سرودن شعر