معنی غثو
6 بازدید
[ غَ ثْ وْ ] (ع مص) غثاء آوردن سیل و درشورانیدن چراگاه را: غثا الوادی غثواً. (منتهی الارب) (آنندراج). || زیاد شدن خاشاک در جائی: غثا الوادی غثواً و غُثُوّاً؛ کثر فیه الغثاء. غُثُوّ. غثی. (اقرب الموارد). || به تهوع آوردن. ایجاد استفراغ. (دزی ج ۲).[ غُ ثُ وو ] (ع مص) غَثو. رجوع به غَثْو شود.
کلمات همقافیه با «غثو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ثو» برای سرودن شعر