معنی غثرة
6 بازدید
[ غَ رَ ] (ع اِمص) ارزانی. فراخ سالی. (منتهی الارب) (آنندراج).[ غَ ثَ رَ ] (ع اِ) مردم فرومایه. فی الحدیث: رَعاع غثرة: هکذا یروی، و نری اصله غیثرة، حذفت منه الیاء. (منتهی الارب). و فی حدیث عثمان (رض) حین دخلوا علیه لیقتلوه، فقال ان هؤلاء رعاع غثرة؛ ای جهال... و قیل اصل غثرة غیثرة حُذِفَت منه الیاء، و قیل الغثرة جمع غاثر مثل کافر کفرة... (تاج العروس). || پرزهٔ جامه و ریشهٔ آن. (منتهی الارب). در دیگر فرهنگها به این معنی غثر ضبط شده. رجوع به غَثَر شود.[ غُ رَ ] (ع اِمص) سیاهی به سرخی آمیخته. (منتهی الارب) (آنندراج). || تیرگی که به سبزی باززند. || (اِ) گروه مردم. (منتهی الارب) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «غثرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر