معنی غثاء

معنی غثاء

6 بازدید
[ غُ ] (ع اِ) غُثّاء. آب آورد. کفک. || تباه و پوسیده از برگ درخت به کفک سیل آلوده و خراب شده. ج، اَغثاء. (منتهی الارب) (آنندراج). در تاج العروس غثاء را چنین شرح داده: «القمش و الزبد (و القذر) و الهالک و البالی (او الهالک البالی) من ورق الشجر المخالط السیل اذا جری ». کف. زبد. غُثّاء. (اقرب الموارد) (تاج العروس). رودآورد؛ یعنی خاشاک سر آب. (دهار). خاشه. خاشه بر سر آب : و شاه بر فراز او چون بچهٔ عنقا در قلال جبال، و چون غثا در افواج امواج دریا متحیر و متفکر. (سندبادنامه ص ۵۸).
[ غُ ثْ ثا ] (ع اِ) به معانی غُثاء است. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). رجوع به غُثاء شود.

کلمات هم‌قافیه با «غثاء»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اء» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید