معنی غبیط

معنی غبیط

6 بازدید
[ غَ ] (ع اِ) برنشستی همچون پالان بختی یا پالان شتر که بروی هودج بندند. یا پالان خُرد که قَتَب و احنائش یکی باشد. (منتهی الارب) (آنندراج). ج، غُبُط. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). هو من مراکب النساء یقتب بشجار و یکون للحرائر دون الاماء. (معجم البلدان). || آب روی از زمین بلند. (منتهی الارب) (آنندراج). مسیل آبی که در بلندی جاری شود. (اقرب الموارد). || زمین پست. زمین فراخ هموار بلنداطراف. (منتهی الارب) (آنندراج). || جیوه. سیماب. (برهان قاطع ذیل مدخل آبک). رجوع به سیماب شود. || (ص) یاقوت در معجم البلدان چنین استنباط کرده است که: غَبیط کأنه فعیل است از غبطه، به معنی حسن الحال، و یا از غبط که معنی آن نزدیک به معنی حسد است. (معجم البلدان). || خون تازه. (مقدمةالادب زمخشری ص ۴۷).
[ غَ ] (اِخ) وادئی است. (منتهی الارب) (آنندراج). نام وادئی است و از آن است صحراءالغَبیط، در کتاب ابن السّکیت در شعر امرؤالقیس : فألقی بصحراءالغبیط بَعاعَه نزول الیمانی ذی العیاب المخول. (معجم البلدان). || زمینی است مر بنی یربوع را. (منتهی الارب) (آنندراج). قطعه زمینی است آن بنی یربوع. و گویند در حزن بنی یربوع که میان کوفه و قید قرار دارد دره هایی است که از جملهٔ آنها غبیط و ایاد و دوطلوع و ذوکریت است. (معجم البلدان). رجوع به عیون الاخبار ج ۱ حاشیهٔ ص ۷۷ و العقدالفرید چ مصر به اهتمام محمد سعید العریان ج ۶ ص ۵۴، ۵۵، ۵۶ و ۵۷ شود. || یوم الغبیط، همان یوم اعشاش است، یومی (جنگ) است بنی یربوع را نه مجاشع را. جریر گوید: و لو شهدت یوم الغبیط مجاشعُ و لانقلان الخیل من قُلتی نسر. (مجمع الامثال میدانی). یاقوت آرد: یوم الغبیط از افضل ایام عرب است و آن را «یوم غبیطالمَدرَة» و «غبیط الفردوس» می گویند، و آن روزی است از برای بنی یربوع نه مجاشع (آنگاه شعر جریر را به عنوان شاهد آرد). و در همین روز عتیبةبن الحارث بن شهاب الیربوعی، بسطام بن قیس را اسیر کرد و بسطام چهارصد شتر فدیه داد و آزاد شد. (معجم البلدان).

کلمات هم‌قافیه با «غبیط»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یط» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید