معنی غبیة
7 بازدید
[ غَ بْ یَ ] (ع اِ) باران اندک یا دفعه ای از باران. (منتهی الارب) (آنندراج). باران غیر کثیر یا دفعه ای شدید از باران. (اقرب الموارد). || ریزش بسیار از آب. (منتهی الارب) (آنندراج) (اقرب الموارد) (تاج العروس). || پی در پی کوفتن تازیانه ها. (منتهی الارب) (آنندراج). الصب الکثیر من الماء و ایضاً من السّیاط... علی التشبیه بغبیات المطر. (تاج العروس). الصب الکثیر من الماء و السیاط. (اقرب الموارد). در شرح قاموس فارسی غبیه را به معنی تازیانه آورده و ظاهراً این اشتباه از ترجمهٔ عبارت «الصب الکثیر من الماء و السیاط» ناشی شده است که شارح «السیاط» را بر «الصب» معطوف دانسته و آن را معنی مستقلی پنداشته است و حال آنکه معطوف بر الماء است؛ یعنی والصب الکثیر من السیاط، و صاحب تاج العروس «ایضاً من» را برای رساندن همین معنی و برای رفع اشتباه افزوده است. و این اشتباه در فرهنگهای دیگری از قبیل ناظم الاطباء نیز وارد شده. || گرد بلندرفته. (منتهی الارب) (آنندراج) (اقرب الموارد). ج، غبیات. قال الرّاجز: و غبیات بینهنّ وبل. و ربّما شبه بها الجری الذی یجی ء بعد الجری الاول. (اقرب الموارد). || غایب شدن آفتاب: جاءه علی غبیة الشمس؛ ای غیبتها. (منتهی الارب) (آنندراج) (اقرب الموارد). || جستن در هنگام راه رفتن. قال ابوعبیدة: الغبیة، الوثبة فی السّیر. (منتهی الارب). و قال ابوزید: الغبیة کالزِّبیة (کالزُّبیَة) فی السیر. (اقرب الموارد).[ غَ بی یَ ] (ع ص) مؤنث غبی. رجوع به غبی شود.
کلمات همقافیه با «غبیة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر