معنی غبرة
4 بازدید
[ غُ بْ بَ رَ ] (ع اِ) تأنیث غبّر. یکی غبّر. رجوع به غبّر شود.[ غُ رَ ] (ع اِ) گرد، و منه علیها غبرة. || (اِمص) تیرگی. (منتهی الارب). گردناکی. (دهار). تیره رنگی. || (اِ) زمین درختناک. (منتهی الارب).[ غَ بِ رَ ] (اِخ) از دیههای عُثر از جانب یمن. (معجم البلدان). از اعلام است. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «غبرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر