معنی غبازه
6 بازدید
[ غَ زَ / زِ ] (اِ) چوبدستی قلندران را گویند. (برهان). چوب گاوران باشد. (صحاح الفرس). چوبی که گاو و خران رانند. منجیک (ترمذی) گوید: بر دل چون تاول است و تاول هرگز نرم نگردد مگر بسخت غبازه. (لغت فرس ص ۴۷۸) (حاشیهٔ برهان قاطع چ معین). خصم تو گاویست خرنهاد که هرگز نرم نگردد مگر بسخت غبازه. ناصرخسرو (از انجمن آرا). رجوع به گوازه و گواز و غباز شود.
کلمات همقافیه با «غبازه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زه» برای سرودن شعر