معنی غبارناک
6 بازدید
[ غُ ] (ص مرکب) دارای غبار. غبارآلوده: افق غاصب؛ افق غبارناک. (منتهی الارب). کمهَ النهار؛ غبارناک گردید روز و فروپوشید گرد آفتاب آن را. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «غبارناک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ناک» برای سرودن شعر