معنی غایض
5 بازدید
[ یِ ] (ع ص) غائض. نعت فاعلی از غیض. فرورونده در (آب): و به دیه ابروز کاشان کاریزی هست اسفذاب نام، مشرب اهل آن دیه و صحراها و دیههای چند که در آن حوالی واقع است از آن است و بدیه پین غایض میشود. (ترجمهٔ محاسن اصفهان ص ۳۸). در ترجمهٔ عبارت ذیل: و بقریة ابروز من فاشان قناة تسمی اسفذاب منها شرب اهل ابروز و صحاریها و القری حولها و مغیضها بقریة فین. (محاسن اصفهان ص ۱۷).
کلمات همقافیه با «غایض»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یض» برای سرودن شعر