معنی غایب کردن
7 بازدید
[ یِ کَ دَ ] (مص مرکب) از دست دادن. گم کردن : زمین فراخ بر ایشان تنگ میشد و سر رشتهٔ نسبت خود را غایب می کردند. (انیس الطالبین بخاری). از او سؤال کرد که کنیزک ترکیه غایب کرده ای. گفت درازگوش غایب کرده ام. (انیس الطالبین).
کلمات همقافیه با «غایب کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر