معنی غاژکرده
6 بازدید
[ کَ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) پنبه دانه از پنبه بیرون کرده و پشم زده و مهیا برای رشتن. || ابریشم پاک کرده: اخزری؛ دستارها از ابریشم غاژ کرده. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «غاژکرده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر