معنی غاوشو
7 بازدید
(اِ) آن خیار که برای تخم نگاهدارند. (فرهنگ اسدی). رجوع به غاوش شود: زرد و درازتر شده از غاوشوی خام [ کذا ] نه سبز چون خیار و نه شیرین چو خربزه. لبیبی . شنگ. پاشنگ. (حاشیهٔ فرهنگ اسدی نخجوانی). || عاشقی که عشق او به درجهٔ اعلی رسیده باشد. (برهان). ظاهراً مصحف غاش باشد. || خوشهٔ انگور نارسیده. (برهان).
کلمات همقافیه با «غاوشو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شو» برای سرودن شعر