معنی غانجی
6 بازدید
(اِخ) ملقب به معین الدین قاضی القضاة در اوایل ایام غازان خان. مؤلف تاریخ گزیده آرد: امرای بالتو و سولاهش و کرداری و اقبال بروم در سنهٔ ثمان و تسعین مخالف غازان خان شدند امرای چوپان و سوتای به حکم فرمان برفتند و ایشان را قهر کردند. مولانا رکن الدین صائن قاضی سمنان و سید قطب الدین شیرازی و خواجه معین الدین غانجی که قاضی القضاة و الغ بتکچی مستوفی ممالک بودند مخالفت وزراء کردند و خواستند که در ملک خلل افتد، غازان خان ایشان را در سنهٔ سبع مائة به یاسا رسانید. (تاریخ گزیده ص ۵۹۴).
کلمات همقافیه با «غانجی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جی» برای سرودن شعر