معنی غالیون
12 بازدید
(معرب، اِ) گیاهی است که شیر را در حال منجمد گرداند. یا آن بمهمله است «عالیون». (منتهی الارب). عاقداللبن . نباتی است ایستاده، طبیعت آن گرم در درجهٔ اول و در دوم خشک. (الفاظ الادویه). غالیون یا قالبون علف شیر. (دزی ج ۲ ص ۱۹۹). و صاحب مخزن الادویه آرد: غاربون... لغت یونانی است بمعنی عاقداللبن جهت آنکه شیر را مانند انفحه منجمد میگرداند... ماهیت آن: نباتی است ایستاده برگ آن طولانی و گل آن زرد و باریک و ریزه و انبوه و خوشبو به اندک حدت و منبت آن کنار آبهای ایستاده. طبیعت آن گرم در اول و خشک در دوم. و خواص آن حابس نزف الدم و ضماد آن جهت سوختگی آتش و قطع خون جراحات و با قیروطی و روغن جهت رفع اعیا و بیخ آن در آخر اول گرم و در دوم تر، افعال آن بغایت محرک باه است -انتهی. و صاحب تحفه آرد: در قانون در حرف عین مذکور است و به لغت یونانی بمعنی عاقداللبن است چه آن نبات حکم پنیر مایه دارد در بستن شیر، برگش دراز و گلش زرد و ریزه و انبوه و خوشبو نزدیک آبهای ایستاده میروید در اول گرم و در دوم خشک و حابس نزف الدم و ضماد گل او جهت سوختگی آتش و قطع خون جراحات و با روغن گل جهت اعیا نافع است و بیخ او در آخر اول گرم و در نیمهٔ دوم تر و بغایت محرک باه است -انتهی.(اِخ) پرو قنصول اخائیة که برادرش سنکای فیلسوف وی را توصیف میکند (و میگوید) وی شخصی حلیم و ساده دل بود. و قوم یهود پولس را در حضور همین غالیون آورده ادعا کردند که کفر میگوید. بنابراین غالیون از این ادعا صرف نظر نمود و اعتنائی نکرد زیرا این مطلب از جملهٔ مطالبی نبود که در محکمهٔ رومانیان بدان توجه و اعتنائی توان کرد. (کتاب اعمال رسولان ۱۸: ۱۲-۱۶) و خود غالیون و برادرش سنکا از جملهٔ اشخاصی بودند که نرون ظلم پیشه امر به قتل ایشان کرد. (قاموس کتاب مقدس).
کلمات همقافیه با «غالیون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر