معنی غالیهزلف
7 بازدید
[ یَ / یِ زُ ] (ص مرکب) آنکه زلف سیاه دارد. مشکین موی. و رجوع به غالیه زلفین و غالیه جعد و غالیه موی شود: همچنین عید بشادی صد دیگر بگذار با بتان چگل و غالیه زلفان تراز.فرخی. بنزد من مه من سرو و ماه مطلق نیست که سرو غالیه زلف است و ماه مشکین خال. سوزنی.
کلمات همقافیه با «غالیهزلف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لف» برای سرودن شعر