معنی غالیهخور
5 بازدید
[ یَ / یِ خوَرْ / خُرْ ] (نف مرکب) خورندهٔ غالیه. خورندهٔ سیاهی. صفت قلم که مرکب خورد در این شعر: بر دو ابروش کلاه زر شاهانه نهید پس به دستش قلم غالیه خور باز دهید. خاقانی.
کلمات همقافیه با «غالیهخور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر